تبلیغات
REAL MADRID

REAL MADRID
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 دی 1390 توسط Mr.AMIN khojasteh
دانلود قسمت 76 قهوه تلخ   Directlink     ---     دانلود قسمت 77 قهوه تلخ Directlink   ----- دانلود قسمت 78 قهوه تلخDirectlink 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 توسط Mr.AMIN khojasteh
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 شهریور 1390 توسط Mr.AMIN khojasteh
بچه ها براتون ضد سیستم های مای اف سی رو گذاشتم امیدوارم که این ضد سیستم ها رو به کار ببرین و براتون مفید باشه در ضمن من درباره ی ضد سیستم های 3-4-3 هم بگم که این سیستم در مای اف سی ضعیف طراحی شده و به راحتی میشه با سیستم های 2-4-4 و 3-3-4 بر این سیستم غلبه کرد ... بچه ها ضمنا براتون داستان های جالبی از دختران و پسران براتون گذاشتم که امیدوارم بخونید و حالشو ببرید ... بچه ها نظر یادتون نره ...



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 شهریور 1390 توسط Mr.AMIN khojasteh
خوابــگاه دختران (شـب امتحان)

سکـانس اول: (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم:ِ وا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم!
می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزیزم… دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 – 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد.
اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد… نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر. (و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)


خوابــگاه پســران (شـب امتحان)

سکــانـس دوم: (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، واحدی شـان،
«میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)

میثـــاق: مهـدی… شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره… منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری…

مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون… اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا:استقلال همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه….. .!!! پرسپولیس قهرمان میشه خدا می دونه که حقشه…………… و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.........




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 شهریور 1390 توسط Mr.AMIN khojasteh
در یکی از این سایت های عین این جملات آمده: دوست دختر یابی اینترنتی، خیلی سخت تر از دوست پسر یابی غیر اینترنتیه ،چون معمولا پسرا باید منت بکشند تا دخترا انتخاب کنند.
پسرا به دو گروه تقسیم می شن:
۱) قیافه دار
۲) قیافه ندار
که قیافه دارها به دو گروه تقسیم می شن:
الف) قیافه دار پول دار…. مسه ……………..
ب) قیافه دار پول ندار
قیافه دار پولدار اصلا همینجوری نونش تو روغنه. یعنی بچه مایه دار باشی قیافه هم داشته باشی، همینجوری دخترا می میرن واست. تازه اگه بری رپ بخونی، دیگه نورعلی نور. دیگه دخترا خودشونو هلاک می کنن(البته دخترا همین طوری هلاک پسرا هستن….حالا البته می تونی واسه اینکه همه بفهمن مایه داری یه زنجیر طلا بندازی گردنت. یقه لباستم باز بذاری که این پشم و پیلی سینت بزنه بیرون. یا یه گلوبند بندازی گردنت با پلاک جمجمه دیگه مطمن باش مخ رو زدی مگه اینکه تازه از امین آباد فرار کرده باشی.
قیافه ندار پول دار هم ناراحت نباشه. زیاد کارش سخت نیست. مایه که داره…از قدیمم که گفتن: “پول داشته باش، سر سبیل شاه نقاره بزن”. می ری یه حلقه میندازی تو گوشت. موهاتم بلند می ذاری تا زیر مهره پنجم کمرت (نکته کنکوری). یه ادکلن سانیاریکل (امیدوارم اسمشو درست گفته باشم) هم می زنی به خودت.
بعدش راه می ری تو کوچه و هر دختری که دیدی بهش تیکه می ندازی. مثلا: …ساعت من برقش رفته مواظب باش نگیردت…حیف که دندونامو تازه واکس زدم وگرنه بوست می کردم (خداییش چه ربطی داشت؟؟؟)…
آره خلاصه یکی از اینا رو می گی به هر کی که دیدی تا بالاخره یکیشون بهت بخنده و بعد دیگه؛ ای یار مبارک بادا
قیافه دار پول ندار هم خیلی مشکل نیست کارش. یعنی اصولا قیافه داره دیگه؟؟؟ باید بره بگرده یه دختر مایه دار پیدا کنه که براش خرج کنه. بگرده و بگرده و بگرده تا بالاخره یه دختر مایه دار ولی خر و احمق پیدا کنه و شروع کنه جلوش رژه رفتن.تا بالاخره دختره تحت شرایط غیر عادی روحی و روانی قرار بگیره و بیاد طرفت. اونوقته که باید نقش یه پری معصوم رو (که اتفاقا چقدرم به پسرا میاد) بازی کنی و اصلا نگاهشم نکنی. همش بهش می گی که من تو رو به چشم خواهرم می بینم. اصلا وضع خونواده ما و شما خیلی با هم فرق داره. ما در یه سطح نیستیم.
برات دعا می کنم خوشبخت بشی خواهر خوشگلم (دروغ که خناق نیست بیخ گلو رو بگیره) کتور هم که نمیندازه تازه مصلحتی هم هست…)). تو خوش باشی…گور بابای دل من. اگه دل طرف سنگ هم باشه بهت نه نمیگه… اینجا دیگه دام رو پهن کردی و دون هم پاشیدی و باید منتظر بشی تا به وقتش بندو بکشی و کبوتر پرشکسته بی بال و پر مظلوم رو بدوشی.
قیافه ندار پول ندار خداییش دل سوزوندن داره. اگه کسی تو امین آباد دختر خوب سراغ داره شماره نریمان رو بهش بده تا با هم اس مس اس بازی کنن. پس دو راه بیشتر نداره، یا بره سراغ دوست دختریابی اینترنتی یا بره بمیره.که من ترجیحا روش دوم رو پیشنهاد می کنم.
هر کس اجازه دارد در این سایت ها با هر ادبیاتی صحبت کند و از هر اصطلاح رکیکی استفاده کند. بعضی از پیغام –درخواست های مطرح شده در این سایت ها آنقدر وقیحانه هستند که بازگویی آن ها مقدور نیست.
جای تأسف و تعجب بسیار دارد که چطور این سایت ها به این سرعت رشد می کنند، به راحتی به حیات بی شرمانه شان ادامه می دهند و هیچ گونه نظارتی بر کار آن ها وجود ندارد.
جالب است که این سایت ها برای خودشان قوانینی هم دارند. بخشی از قوانین!!! خود تصویب کرده این سایت ها را بخوانید:
از شما مراجعه کننده خواهشمند است برای دوست یابی یا به یکی از داوطلبین زیر مراجعه نموده و یا با ارایه مشخصات خود اقدام به دوست یابی نمایید. در ضمن خواهشمند است در صورت توافق طرفین با درج نظر مبتنی بر حذف اسم طرفین، شما با خیالی آسوده به روابط دوستانه خود می پردازید.”




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 شهریور 1390 توسط Mr.AMIN khojasteh

پسرها 
با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک 
کارت رو داخل دستگاه میذارن 
کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن 
پول و کارت رو میگیرن و میرن
 



دخترها 

با ماشین میرن دم بانک 
در آینه آرایششون رو چک میکنن 
به خودشون عطر میزنن 
احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن 
در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن 
در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن 
بلاخره ماشین رو پارک میکنن 
توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن 
کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه 
کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون 
دنبال کارت عابربانکشون میگردن 
کارت رو وارد دستگاه میکنن 
توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن 
کد رمز رو وارد میکنن 
۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن 
کنسل میکنن 
دوباره کد رمز رو میزنن 
کنسل میکنن 
دوست پسرشون رو صدا میزنن که کد صحیح رو براشون وارد کنه 
مبلغ درخواستی رو میزنن 
دستگاه ارور (خطا) میده 
مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن 
دستگاه ارور (خطا) میده 
بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن 
انگشتاشون رو برای شانس رو هم میذارن 
پول رو میگیرن 
برمیگردن به ماشین 
آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن 
توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن 
استارت میزنن 
پنجاه متر میرن جلو 
ماشین رو نگه میدارن 
دوباره برمیگردن جلوی بانک 
از ماشین پیاده میشن 
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم 
سوار ماشین میشن 
کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده 
آرایششون رو توی آینه چک میکنن 
احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن 
مندازن توی خیابون اشتباه 
برمیگردن 
میندازن توی خیابون درست 
پنج کیلومتر میرن جلو 
ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا انقدر یواش میره)





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 شهریور 1390 توسط Mr.AMIN khojasteh

دخترها 
توی ماهیتابه روغن میریزن 
اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن 
تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن 
چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن 


پسرها 
توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن 
توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بالاخره پیداش میکنن 
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن 
توی ماهیتابه روغن میریزن 
توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن 
یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن... 
چند تا فحش میدن 
دنبال کبریت میگردن 
با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره 
ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد)! 
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن 
تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن 
چند تا فحش میدن و لباس میپوشن 
میرن سراغ بقالی سر کوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن 
تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن 
روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن 
تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن 
دنبال نمکدون میگردن 
نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن 
دنبال کیسه نمک میگردن و بالاخره پیداش میکنن 
نمکدون رو پر از نمک میکنن 
صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون 
نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن 
بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه 
چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن 
توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن 
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن 
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون 
سریع برمیگردن توی آشپزخونه 
تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن 
ماهیتابه که دیگه نمیشه توش نیمرو درست کرد رو میندازن کنار 
دنبال ظرفهای مسی میگردن 
قابلمه مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن 
چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن 
یاز یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن 
چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن 
یاز یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه 
روی باقیمانده تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن 
چند تا فحش میدن و بلند میشن 
نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن 
قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن 
چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن 
با یه پارچه تنظیف قابلمه رو برمیدارن 
پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن 
نیمروی آماده رو که چه عرض کنم ... 
بالاخره جلوی تلویزیون میل میکنن و بعد از نثار چند تا فحش از ادامه فوتبال لذت میبرن.

 





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 توسط Mr.AMIN khojasteh

از غضنفر میپرسن نظرت راجع به زلزله چیه ؟

میگه طرح خوبیه ، تکان دهنده ست

 

نفرین خنگول :
آرزو دارم خدا کنه انشاالله به حق پنج تن الهی آمین.

 

یه روز هلیکوپتر از روی روستای غضنفر اینا رد میشده غضنفر یواشکی میگه هیس سروصدا نکنید بذارید زنده بگیرمش.

 

گیوه چیست ؟
کفشی که غضنفر به علت تشخیص ندادن پای چپ و راستش می پوشد.

 

 

یارو باباش تو توالت سکته میکنه میمیره هر وقت توالت گریه میکنه. بهش میگن چرا گریه میکنی؟ میگه اینجا بوی بابامو میده.

 

اطلاعیه شیطان : تا میتوانید گناه کنید گاز جهنم قطع شده از آتش خبری نیست.

 

یارو میره جهنم داد میزنه کمک ، کمک ، میگن چی شده میگه : جهنم آتیش گرفته.

 

غضنفر با دوستش میره بمب گذاری
دوستش میگه یه وقت نترکه !
- میگه نه نگران نباش یکی دیگه دارم !!!….

 

هواشناسی اعلام کرد از فردا موج جدیدی از تعطیلات وارد کشور خواهد شد.

اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com

خداوند دید مرد گرسنه است نان را آفرید دید تشنه است آب را آفرید دید در تاریکی است

نور را آفرید دید هیچ مشکل دیگه ای نداره زن را آفرید!

.

.

.

اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com

بیشتر مردها آرزوی بزرگ دارند ، اول داشتن خونه ، دوم داشتن ماشین برای فرار از خونه!!

.

.

.

اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com

کابینه زندگی مشترک:

زن=وزیر سلب آسایش ، شوهر= وزیر کار ، مادر زن= وزیرجنگ ، مادر شوهر=وزیر

شلوغی ، خواهر زن= جاسوس دو جانبه ، خواهر شوهر= وزیراطلاعات و بازرسی

پدر زن= وزیر ارشاد ، پدر شوهر= رئیس تشخیص مصلحت !

.

.

.

اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com

سریع ترین دوربین جهان اختراع شد . این دوربین می تونه از خانوم ها در لحظه ای که

دهانشون بسته است عکس بگیره !

.

.

.

اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com

مثل چینی :اگر میخواهی برای یک روز معذب باشی مهمانی کن و اگر می خواهی برای یک

سال معذب باشی پرنده نگاهدار و اگر می خواهی مادام العمر معذب باشی زن بگیر !!!

.

.

.

اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com

همیشه عکس همسرت رو تو کیفت بزار تا هر وقت مشکل بزرگی واست پیش اومد

به عکسش نگاه کنیو بدونی مشکل بزرگتری هم داری !!

.

.

.

اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com

زن مثل ویروس میمونه اگه وارد زندگیت بشه

:۱-جیبهاتو serch میکنه.

۲-پول(…)و موبایلتوscan

3-خوشیهاتو cancel

4-آخرش هم مخت هنگ میکنه !!!

.

.

.

اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com

اسپانیایی ها میگن :

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است !

ایتالیایی ها میگن:

عشق یعنی ترس از دست دادن تو !

ایرانی ها میگن :

“عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یک ببخشید تمام میشود!!

.

.

.

اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com

ابتدا خداوند زمین را آفرید سپس استراحت کرد ، بعد مرد را آفرید سپس استراحت کرد

آنگاه زن را آفرید سپس نه خدا استراحت کرد نه مرد نه زمین !!!





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 شهریور 1390 توسط Mr.AMIN khojasteh

Venta de entradas fútbolÁrea VipEntrada Electrónica Real MadridMadridistasTu entrada para el TourConsigue la tuya





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 مرداد 1390 توسط Mr.AMIN khojasteh
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 مرداد 1390 توسط Mr.AMIN khojasteh

Higuain against Zurich 11-25-2009.jpgCristiano Ronaldo in Real Madrid 2.jpgMesut ozil v drese realu madrid.jpgÁngel Di María.jpgIkerCasillas2010.jpgSergio Ramos Garcia.png





.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک